افشای جزئیات 132 - تاریخ: 1405/4/26 ساعت: 23:38
میگم: وقتی که از حس ِطرف مقابلم مـــطـمـئـن شم.میگه: خیلی خری...به این واضحی.2آرزو های همین الان ِ من با پای شکسته؛اولا،بتونم خودم ُ خیس کنم و توالت نرم و اصلا هم آب از آب تکون نخوره و بحث نماز و نجس شدن ُ این چیزام در کار نباشه و هیچ بویی از هیچ جایی بلند نشه.دوما،از همین جایی که نشستم،مثه مجید دلب...
افشای جزئیات 133 - تاریخ: 1405/4/26 ساعت: 23:38
داری درس میخونی،بابات با کلی طالبی میاد تو اتاقت،میگه: "داشتم طالبی می خوردم،دیدم خیلی شیرین و آبدار بود می دونستم دوست داری،برات آوردم نوش جون کنی"همچین بابایی لایق ستایش نیست؟ خوش بختی یعنی؛داری درس میخونی بابات میاد تو اتاق با یه کاسه پر آلو،میگی: "دوست ندارم،آخرش تلخ میشه"میگه: "اینا رو خودم دون...
آنچه باید درباره 134 بدانید - تاریخ: 1405/4/26 ساعت: 23:38
داداشم: خوب بیاد، می کشیمش.اصن داداشم یه چیز عجیبیه در نوع خودش.2ماشاالله این ماه رمضون یه کاری با من کرده که جز وقتایی که خونه نیستم و بیرونم،کلا از حالت افقی خارج نمیشم.3کلا فارغ از آدمای عُنقی که دورم هستن،کسایی هستن که من واقعن ِواقعن دوستشون دارم و حاضرم براشون جون بدمیکیش خاله پروینعاشقشمهمیشه...
بررسی 135 - تاریخ: 1405/4/26 ساعت: 23:38
شاید یه روزی که شما هم مثل من خسته شدید و حوصله کسی رو نداشتید تنها از خونه بیرون زدید و بی هدف شروع کردید به قدم زدن...مقصد خیلی مهم نیست ولی توی تنهایی، به یه نتیجه رسیدن مهمه..به این فکر کنید که الان داره چی به سر من میاد؟ همه ی این اتفاقات دست منه؟ یا بندازم گردن قضا و قدر خلاص...حتی شاید شما گا...
روایت تازه از * - تاریخ: 1405/4/26 ساعت: 23:38
از آخرين روزي ك اينجا نوشتم نميدونم چند سال ميگذرهولي تو همين مدتي ك از اينجا دور بودم خيلي بزرگتر شدم،دانشجو شدم،رفتم قاطي كله گنده هاي دانشگاه،از دست دادم يك سري چيز هارو و صد البته تجربه هاي زيادي با قبمت گزاف بدست آوردمخيلي رنج هارو تحمل كردم و در حال حاضر تحمل ميكنماتفاقايي ك برام خيلي سخت و گر...
بررسی 136 - تاریخ: 1405/4/26 ساعت: 23:38
از روزايي كه اينجا رو ساختم تا به اين لحظه،زندگيم خيلي تغيير كرد،خيلييخدارو هزار مرتبه شكر ميكنمدارم هر روز به اون آدم ايده آل خودم نزديك ميشمكسي تو زندگيم نبود و ٢ آبلن دقيقا ميشه سه سال كه اميد به زندگي دارم و كسي رو دارم كه خيلي دوستش دارمكربلا رفتم و واقعا حس فوق العادشو تجربه كردمخيلي بزرگ شدم ...
جزئیات تازه از ١٣٧ - تاریخ: 1405/4/26 ساعت: 23:38
امشب خوابم نميرههمه افكار هجوم اوردن، ريز و درشت مهم و غير مهمآخرين باري كه شب خوابم نبرد تا خود صبح شب كنكور ٩٦ بودكه يادم نمياد ثانيه اي رو چشم روي هم گذاشته باشمامشب پيامي برام اومد كه انتظارشو نداشتم،خيلي آشفته ام كردبايد تجديد نظر كنم بايد فكر كنم بايد يه كاري كنم،درمونده شدم، دستم به هيچ جا بن...
آنچه باید درباره ۱۳۸ بدانید - تاریخ: 1405/4/26 ساعت: 23:38
با نام و یاد خدا هیچ وقت فکر نمیکردم سرکلاس باشم و بیام اینجا بنویسمسر کلاس رشته ای که عاشقشمخیلی خوشحالم از ۱۴ فوریه خوشحالم امروز ۲۲ فوریه،سوم اسفند ۹۷ هست۴۰ ماه و یک روز از عاشقیمون میگذرهاعتراف میکنم خوشحال ترینمهنوز سرخوش و سرمستماز اینکه تو دنیا کسی هست دوستم دارهسرشار از ذوقمکه قلبم برای کسی ...
ماجرای 139 - تاریخ: 1405/4/26 ساعت: 23:38
زندگی معنیش چیه؟ تلاش برای اهداف ،البته خوش بینانهتوکل و یاری خواستن از خداخدایا انسان های خوب و درست کاری سر راهمون قرار بدهآدمای کار راه بنداز و بی مسئله و مشکلکسایی که بتونن کمکمون کنن باری از رو دوشمون بردارنبه آرامش هرچه بیشتر و بهترمون کمک کننخدایا تو خودت میدونی من و خانوادم برا کسی بد نخواست...
140 - تاریخ: 1401/4/24 ساعت: 21:26
با نام و یاد خداخدا رو شکر میکنمخیلی شکر میکنمخیلی هوامو داشتخیلی هوامو دارهدمش گرم انصافاوقتی اینجا رو درست کردم،دانش آموز بودم و در آرزوی همچنین جایگاهیالان همونجاییم ک میخوام و خیلی آرزو های دیگه دارمخدایا دمت گرمیکاری کن که فردا چشمامو باز میکنم دانشگاه پولمو بریزه به حسابم که برگردم ایرانو البت...
139 - تاریخ: 1398/4/5 ساعت: 16:30
با نام و یاد خدازندگی معنیش چیه؟ تلاش برای اهداف ،البته خوش بینانهتوکل و یاری خواستن از خداخدایا انسان های خوب و درست کاری سر راهمون قرار بدهآدمای کار راه بنداز و بی مسئله و مشکلکسایی که بتونن کمکمون
130 - تاریخ: 1397/12/3 ساعت: 13:22
چند روز پیش که با دوستم حرف می زدم همش گلایه داشت که تا این سن هیچ خوشی نداشتیم و نسل سوخته ایم و ... ولی بعد از تلفن اون من فکر کردم واقعا خوشی نداشتم؟واقعا زمان هایی بوده که به ناراحتیم بگذره؟ خوب خ
131 - تاریخ: 1397/12/3 ساعت: 13:22
فقط تویی که می توانی داد عدالت سر دهی، چون تو ،زاییده ی حقی. اللهم عجل لولیک الفرج - یک چشم زدن غافل از آن شاه نباشیم/شاید که نگاهی کند آگاه نباشیم + خدایا، این دیدگان ِبی فروغ ما را به جمال مهدی (ع
132 - تاریخ: 1397/12/3 ساعت: 13:22
میگه: تو کی به جنس مذکر ابراز علاقه می کنی؟ میگم: وقتی که از حس ِطرف مقابلم مـــطـمـئـن شم. میگه: خیلی خری...به این واضحی. 2 آرزو های همین الان ِ من با پای شکسته؛ اولا،بتونم خودم ُ خیس کنم و توالت نرم
133 - تاریخ: 1397/12/3 ساعت: 13:22
خوش بختی یعنی؛ داری درس میخونی،بابات با کلی طالبی میاد تو اتاقت، میگه: "داشتم طالبی می خوردم،دیدم خیلی شیرین و آبدار بود می دونستم دوست داری،برات آوردم نوش جون کنی" همچین بابایی لایق ستایش نیست؟ خوش
134 - تاریخ: 1397/12/3 ساعت: 13:22
مامانم: رضا در هال رو ببند یه سوسکی جونوری چیزی میاد تو خونه. داداشم: خوب بیاد، می کشیمش. اصن داداشم یه چیز عجیبیه در نوع خودش. 2 ماشاالله این ماه رمضون یه کاری با من کرده که جز وقتایی که خونه نیستم و
135 - تاریخ: 1397/12/3 ساعت: 13:22
با نام و یاد خدا شاید یه روزی که شما هم مثل من خسته شدید و حوصله کسی رو نداشتید تنها از خونه بیرون زدید و بی هدف شروع کردید به قدم زدن...مقصد خیلی مهم نیست ولی توی تنهایی، به یه نتیجه رسیدن مهمه..به ا
* - تاریخ: 1397/12/3 ساعت: 13:22
با نام و ياد خدا از آخرين روزي ك اينجا نوشتم نميدونم چند سال ميگذره ولي تو همين مدتي ك از اينجا دور بودم خيلي بزرگتر شدم،دانشجو شدم،رفتم قاطي كله گنده هاي دانشگاه،از دست دادم يك سري چيز هارو و صد البت
136 - تاریخ: 1397/12/3 ساعت: 13:22
با نام ياد خدا از روزايي كه اينجا رو ساختم تا به اين لحظه، زندگيم خيلي تغيير كرد،خيليي خدارو هزار مرتبه شكر ميكنم دارم هر روز به اون آدم ايده آل خودم نزديك ميشم كسي تو زندگيم نبود و ٢ آبلن دقيقا ميشه سه سال كه اميد به زندگي دارم و كسي رو دارم كه خيلي دوستش دارم كربلا رفتم و واقعا حس فوق العادشو تجرب...
١٣٧ - تاریخ: 1397/12/3 ساعت: 13:22
با نام و ياد خدا امشب خوابم نميره همه افكار هجوم اوردن، ريز و درشت مهم و غير مهم آخرين باري كه شب خوابم نبرد تا خود صبح شب كنكور ٩٦ بود كه يادم نمياد ثانيه اي رو چشم روي هم گذاشته باشم امشب پيامي برام اومد كه انتظارشو نداشتم،خيلي آشفته ام كرد بايد تجديد نظر كنم بايد فكر كنم بايد يه كاري كنم،درمونده ...