داری درس میخونی،بابات با کلی طالبی میاد تو اتاقت،
میگه: "داشتم طالبی می خوردم،دیدم خیلی شیرین و آبدار بود می دونستم دوست داری،برات آوردم نوش جون کنی"
همچین بابایی لایق ستایش نیست؟
خوش بختی یعنی؛
داری درس میخونی بابات میاد تو اتاق با یه کاسه پر آلو،
میگی: "دوست ندارم،آخرش تلخ میشه"
میگه: "اینا رو خودم دونه دونه سوا کردم،تلخ نیست."
بعد شروع می کنید دو لپی خوردن.
+آشوبم آرامشم....تــــــویی...به هر ترانه ای سر می کشم....تــــــویی...بیا که بی تو من غم دو صد خزانم....[آشوبم ِچاتار]
+خدایا.من شرمندتم.
برچسب:
نویسنده: آریا جعفری