میگم: وقتی که از حس ِطرف مقابلم مـــطـمـئـن شم.
میگه: خیلی خری...به این واضحی.
2
آرزو های همین الان ِ من با پای شکسته؛
اولا،بتونم خودم ُ خیس کنم و توالت نرم و اصلا هم آب از آب تکون نخوره و بحث نماز و نجس شدن ُ این چیزام در کار نباشه و هیچ بویی از هیچ جایی بلند نشه.
دوما،از همین جایی که نشستم،مثه مجید دلبندم، بتونم دستم ُ دراز کنم تو کتاب خونه و کتاب مورد نظرمو ور دارم یا بتونم دستمُ دراز کنم تا داخل یخچال و خوراکی ِ مورد نظرم ُ در بیارم و بخورم.
3
به بابام میگم :من قشنگ ترم یا فلانی؟
بابام:تو یکم بهتری.
من:من قشنگ ترم یا بهمانی؟
بابام:بهمانی بنظرم بهتره.
من:من قشنگ ترم یا ایشون؟
بابام:[یکم مکث]ایشون بهترن.
من:من قشنگ ترم یا اوشون؟
بابا:معلومه تو.
معمولا در 50% موارد من پیروزم و در 50% باقی،طرف ِ مورد ِ سنجش پیروزه؛
دیگه دیروز زدم به سیم آخر و به بابام گفتم: "هر وقت این سوال ُ پرسیدم بدون مکث میگی تـــــــــــــــو
چون هر کسی - چه من ،چه خواهرم ، چه مادرم - از امثال ِ همین سوال ازت پرسیدن، برای جلوگیری از درگیری ِ احتمالی، بگو تــــــــــــــــــو ، دیگه به راست ُ دروغش کاری نداشته باش."
+ به لب رسیده جان کجایــــی؟ کجایــــــی؟ که برده طاقتم جدایــــــی....باران تویـــــی...به خاک من بزن....بازا ببین که بی مه تو من هوای پر زدن نــــــدارم... [این پست هم زمان با گوش دادن به "باران تویی"چارتار به نگارش در آمده.]
+ بیا بریم اونجا که شباش ،بوی تو داره توو هواش...آخ
+ خدایا،سفارشی هوای خودمُ کارام ُ دلم ُ داشته باش. راضی ام به رضای خودت.نمی خوام از چیزی که با تمام وجودم دارم براش تلاش می کنم به سادگی بگذرم.نذار پا روی دلم بذارم. نذار این وسط، این من باشم که کوتاه میام. تو کسی هستی که اگه به خاک نگاه کنی کیمیا میشه.من ازت کیمیا می خوام.کوتاه هم نمیام.التماس کردن که کار همیشگیــ مه.فقط از تو کمک میخوام ُ بس.
برچسب:
نویسنده: آریا جعفری