خرید بک لینک

شاید یه روزی که شما هم مثل من خسته شدید و حوصله کسی رو نداشتید تنها از خونه بیرون زدید و بی هدف شروع کردید به قدم زدن...مقصد خیلی مهم نیست ولی توی تنهایی، به یه نتیجه رسیدن مهمه..به این فکر کنید که الان داره چی به سر من میاد؟ همه ی این اتفاقات دست منه؟ یا بندازم گردن قضا و قدر خلاص...حتی شاید شما گاهی مثه من از خودتون متنفر بشید حالا نه از خود خودتون مثلا از یه رفتار خاص...وقتی امروز بی هدف نشسته بودم روی نیمکت پارک با یه خانم سر صحبتم باز شد و گفتیم و گفتیم و گاهی وقتا بین حرفامون از ته دل خندیدم و بعضی وقتا بغضم اصن اجازه نمیداد ادامه حرفامو بگم...از این خصلتم متنفرم که خیلی زود با همه گرم میگیرم..هرکاری میکنم که یکم نچسب باشم نمیشه..اصن از حرفا و چرت و پرتابی که گفتم چیزی یادم نمیاد جز این جمله ی اون خانم چادری " میدونستی که تو خیلی نمک داری؟ " درسته که من به هیچ وجه آدم خیلی خوشگل یا داف یا چه ميدونم ...نیستم ولی عجیب با قیام حال میکنم! 

2

جدیدا یه آدمهایی سر راهم قرار میگیرن که انصافا وقتی تو تنهاییم بهشون فکر میکنم بازم همون حس قشنگی رو دارم که وقتی کنارشونم. ..چیزی که متحيرم میکنه اینه که تا حالا چطوری بدون اونا سر کردم؟

3

دلم هیچکی رو نمیخواد واقعا هیچکی ..فک کنم اوضام خیلی وخیمه. .

 

 

# خنک آن قمار بازی که بباخت آنچه بودش/ بنمود هیچش الا هوس قمار دیگر

خداجون.بازم نوکرتم. بازم میخوامت. نکنه نگاهتو از این دختر کوچولوت دریغ کنی.همه امیدم تویی و تو. والسلام

برچسب: نویسنده: آریا جعفری تاريخ: جمعه 26 تير 1405 ساعت: 23:38

صفحه بندی